محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
مقدمه 24
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
مقابلهء نسخه هاى ترجمهء تاريخ طبرى بود . بهار مىنويسد : چيزى كه اسباب تأسف و تحير است آن است كه در تمام اين ده نسخهء خطى و يك نسخهء چاپى كه به نظر اين نويسنده رسيده و با دقت آنها را مقابله و مطالعه كرده ام دو نسخه ديده نمىشود كه بتقريب شبيه به يك ديگر باشند و بتوان گفت كه آن دو از يك مأخذ حكايت مىكنند ، و هر نسخه اى چه در كم و زياد مطالب و سقطات ، و چه در اضافات يا اغلاط يا اختلاف عبارت بقدرى با نسخهء ديگر متفاوت است كه هر گاه خواننده صاحب مطالعه نباشد و به تصرفات روز افزون هزار ساله توجه نداشته باشد تصور ، بل حتم خواهد كرد كه اين كتاب را چند تن در فواصل قرون عديده ترجمه كرده اند ، و چون به اول هر نسخه نگاه كند و ببيند كه همهء نسخه ها از آن بلعمى است باز خواهد گفت بلعمى چند تن بوده اند ، و يا آنكه بلعمى اين ترجمه را به چند تن برگزار كرده است ، چه متصور نيست يك نسخه كه از دست يك شخص بيرون آمده باشد اين اختلاف فاحش را دارا باشد . ( به نقل از : تاريخ بلعمى ، تصحيح مرحوم بهار ، به كوشش محمد پروين گنابادى ، صص 8 - 7 ) توجيه شادروان بهار ، پس از استنباطى چنين استوار شگفتى آور است . آنكه در كار تصحيح و ترتيب متنى كهن رنجى برده باشد ، با شيوه هاى اختلاف نسخه ها آشنا است . پيدا است آن اختلافات و دگرگونيهايى كه ناشى از كار ناسخان است ، گونه اى ديگر است . كاتبان از محدودهء متن اصلى فراتر نمىروند . دستبردهايشان بدان حد است كه واژه اى و تركيبى را كه در نمىيابند و استعمال آن متروك و معنى آن ناشناخته است ، ديگرگون كنند . در متن شناسى امروزه اين گونه دستكاريها و تحريفها از سوى كاتبان شناخته شده است . اصول روش تحقيق انتقادى در متنهاى كهن ، به عاملهايى چند باز بسته است كه مورد اتفاق نظر پژوهندگان و مصححان است . نخست : مايهء نخستين كار دستنويسها و نسخه هاى بازمانده از گذشته است . شناخت نسخه ها ، در آنجا كه از اثرى دستنويسهايى چند مانده است ، گام نخستين است . هر چند كه اصالت كهنترين ، كمتر مورد ترديد است ، اما هميشه بدين كهنگيها دل نمىتوان بست . در آثارى كه تاريخ نسخه هاى به جامانده از آن با سال آفرينش چندان فاصله اى دارد كه خود مايهء دگرگونگى بنيادى است ، چه بسا كه نسخه اى متأخر ، رونويسى از نسخه هاى متقدم باشد ، به مثل از همين ترجمهء تاريخنامهء طبرى ياد مىكنم كه نسخهء اساس تاريخ 701